صاحب الزمان(منبع نور)

یا مهدی(عج)
صاحب الزمان(منبع نور)

از اتفاقاتی که در دنیا در حال رخ دادنه،میشه فهمید که یه خبر هایی هست.میخوام بهتون بگم که اینا از نشانه های ظهور امام عصر،مهدی(عج) هست.
از توی سخنرانی امام خامنه ای میشه فهمید:
من میدونم داره میاد.
خب این حرف 100 درصد هست.و فقط ادم هایی می تونن این حرف رو یزنن که چشم برزخی دارن،که آقای خامنه ای هم از اونهاست.با ما همراه باشید

طبقه بندی موضوعی

انتظارات امام زمان (عج)

سلام چطور میتونم به نوبه ی خودم سهمی در تعجیل ظهورحضرت ولی عصر داشته باشم؟

پاسخ: مراد از تعجیل فرج آن است که مردم از خدا بخواهند تا زمینه‌ها و شرایط ظهور فراهم شود و موانع ظهور برطرف گردد تا ظهور واقع شود. البته باید بدانیم که تلاش مردم نیز مهم است، یعنی آنان نیز، با انجام وظایف دینی و آماده کردن خود برای ظهور [با توجه به انجام وظایف یک منتظر واقعی]، می‌توانند امر ظهور را سرعت ببخشند. البته در یک صورت چه تعجیل و چه تاخیر فرج برای ما ضرر دارد و آن زمانی است که ما امام زمان خود را نشناسیم! اگر فرج پیش افتد و ما امام زمان خود را نشناخته باشیم یقینا با جهل و جهالت درمقابل حضرت قرار می گیریم و کفر پیدا خواهیم کرد بنابراین تعجیل فرج برای ما ضرر دارد چوه امام خود را نشناخته ایم.اگر فرج تاخیر بیافتد و ما امام زمان خود را نشناخته باشیم و بمیریم در حالیکه ظهور او را درک نکرده باشیم در این صورت هم به مرگ جاهلیت مرده ایم بنابراین تاخیر فرج هم برای ما ضرر دارد چون مرده ایم و امام زمان خود را نشناختیم در نتیجه باید گفت: اگر امام خود را بشناسیم تعجیل و تاخیر فرج برای ما ضرری ندارد چنانچه حضرت صادق(ع) به مفضل فرمود: « اگر شما به آنچه که ما وصیت کرده ایم عمل کنید و از تجاوز نکنید پس اگر بمیرد(در تاخیر فرج) یکی از شما پیش از آنکه قائم(حضرت مهدی(عج)) ما خروج کند شهید خواهد بود و کسی که دشمنی را بکشد در پیش روی او برای او اجر بیست شهید خواهد بود».از طرفی تاخیرظهور هر روز فاجعه ای برای بشریت و افزوده شدن بر فتنه ­ها و مشکلات ان سانهاست . اگر امام زمان زودتر ظهور نکند ، ‌حکومت های استبدادی ­ و افراد فاسد و ظالم هر روز قدرت مندتر شده و بر ظلم و فسادشان افزوده می گردد.... بعضی از آن مصایب و بلایای که هر روز زیاد می شود چنین است:۱. وضع حکومت‌ها؛ حکومت‌ها استبدادی و افراد فاسد و ظالم‌اند و حکومت‌های ضعیف و زودگذر و متزلزل در رأس امور قرار دارند.۲. وضع دین؛ از اسلام و قرآن، فقط اسمی می‌ماند و مساجد، زیبا، اما بدون جمعیت است و عالمان دین، افرادی بد و فتنه گرند، و مردم از دین خارج می‌شوند.۳. وضع اخلاق؛ عواطف انسانی ضعیف شمرده می‌شود و ترحم به هم وجود ندارد و انواع فساد‌های اخلاقی، به طور علنی در جامعه انجام می‌شود(بدون نهی و جلوگیری).۴. وضع امنیت؛ ترس و اضطراب فراگیر و راه‌ها نا امن است و جنایت‌های هولناک صورت می‌گیرد. مردم، آرزوی مرگ می‌کنند و مرگ‌های ناگهانی و زلزله و جنگ و فتنه و بیماری و مرگ زیاد می‌شود.۵. وضع اقتصاد؛ باران و محصولات کشاورزی کم می‌گردد و رود‌ها و چشمه‌ها خشک می‌شوند و گرانی و فقر و گرسنگی و عدم رونق تجارت و بازار، غوغا می‌کند.البته در کنار همه این مشکلات، عده‌ای به وظیفه شرعی خود عمل می‌کنند و علم اسلام و انسانیت را بر پا می‌دارند و زمینه ظهور را فراهم می‌کنند. در آن زمان، ایران ـ به خصوص شهر مقدس قم ـ‌ پایگاه شیعیان و محل امید مردم خواهد بود. بنابراین، چنین نیست که همه، در ظلم و فساد فرو رفته باشند، بلکه عده‌ای، با زحمات فراوان، خود را حفظ می‌کنند و فروغ امید را در دل مردم روشن نگه می‌دارند.این را هم باید بدانیم که پیروزی هر انقلاب و هر فعالیت اجتماعی به یک سلسله شرایط و موقعیت های عینی و خارجی بستگی دارد که بدون فراهم شدن آن شرایط نمی تواند به هدفش برسد. اگر چه قسمتی از شرایط و موقعیت های انقلاب مهدی(عج) آسمانی وخدایی است و جنبه آسمانی دارد، اما اجرای کلی مأموریت وی، به گرد آمدن شرایط عینی وخارجی وابسته است.به نظر می رسد علت تاخیر در ظهور عدم تحقق بعضی از این شرایط است.همان گونه که آسمان چشم به راه ماند تا پنج قرن از جاهلیت بگذرد و آن گاه ندای آخرین رسالت آسمانی را از سوی پیامبراکرم(ص) بشنود، این انتظار یعنی اجرای برنامه الهی هم مستلزم تحقق موقعیت های عینی و خارجی و یا عوامل دیگری است( مانند محیط مساعد و فضای عمومی مناسب و یا بعضی ویژگیهای جزیی) که جنبش دگرگونی بخش از لابه لای پیچ و خم های جزیی، در جستجوی آن است.سنت تغییر ناپذیر خداوند سبحان، بر این است که اجرای انقلاب اسلامی حضرت مهدی(عج) نیز به موقعیت های خارجی و پذیرنده ای که محیط مساعد و فضای عمومی را برای درک و پذیرش انقلاب آماده می سازد، وابسته باشد.زیرا حضرت مهدی(عج) خود را برای اقدامی اجتماعی و در سطحی محدود، آماده نکرده است، بلکه رسالتی که از سوی خداوند برای او تعیین شده، دگرگون ساختن همه جانبه گیتی است، به صورتی که همه افراد بشر از تاریکی های ستم و بیداد، به فروغ دادگری راه یابند.برای چنین دگرگونی بزرگی، تنها یک رهبر شایسته، کافی نیست؛ بلکه علاوه بر رهبر شایسته، نیازمند یک محیط جهانی مساعد و یک فضای عمومی مناسب نیز هست تا موقعیت خارجی مطلوب را برای انجام انقلاب جهانی آماده سازد.از دیدگاه انسانی که بنگریم، باید «احساس نابودی مداوم» در انسان متمدن ایجاد شود و یک انگیزه اساسی در درونش پدیدار گردد و رسالت دادگرانه مهدی(عج) را بپذیرد و تنها با تجربه های اجتماعی، مدنی و سیاسی گوناگون امکان دارد چنین احساسی در درون انسان ها جای گیرد؛ زیرا با تجربه مکتب ها و ... می تواند بارگرانی از نقاط منفی به دوش خود بیابد و نیازمندی های او را به یاری جویی از از سرشت پاک و جهان نهان آشکار سازد.از دیدگاه مادی نیز، شرایط موجود، در زمان ظهور، برای انجام رسالت مهدی(عج)، بر تمامی جهان، باید آمادگی و توانایی بیشتری داشته باشند ؛ چرا که بخش های جهان به یکدیگر نزدیک شده، ارتباط و پیوند میان انسان ها بهتر انجام گیرد. ارتباط و پیوندی که دستگاه رهبری مرکزی، برای پرورش مردم، بر بنیاد رسالت، به آن نیاز دارد.(بحث حول المهدی، شهید آیت الله صدر، ص۷۵)دو. ایجاد آمادگی جهانیبه یقین یکی از وظایف و مسئولیت های مهدی باوران، ایجاد آمادگی جهانی برای ظهور حضرت مهدی(عج) است ؛یعنی با تبلیغ و ترویج آموزه های مهدویت و آشنا کردن دیگران با آن، زمینه های آگاهی و عشق مردم را به امام زمان(عج) فراهم سازند و بستری مناسب برای یاری مردم به وجود آورند.علاوه بر این باید تک تک علاقه مندان به منجی موعود، به شکل گیری و تقویت گروه حق کمک کنند و با تمام توان در این جبهه زمینه ساز و یاری رسان به انقلاب جهانی مهدوی، فعالیت کنند. در واقع شکل گیری گروه حق( و به تعبیر روایات گروه زبده زمینه ساز) در پیروزی انقلاب حضرت مهدی(عج) نقش فراوانی دارد و این امر نیز نیازمند تجهیزات و آمادگی های فکری، نظامی، اخلاقی و سیاسی است.البته دعا برای تعجیل ظهور فرج بسیار اهمیت دارد و نشانه عشق و علاقه مردم به امام زمان و فراهم شدن زمینه های یاری و کمک به انقلاب جهانی او است.
چگونه زمینه ظهور را آماده کنیم ؟
پاسخ: یکی از وظایف مهمی که بنا به تصریح حضرت صاحب الامر علیه السلام بر عهده همه منتظران گذاشته شده، دعا برای تعجیل فرج است . امام عصر علیه السلام در توقیعی که خطاب به «اسحاق بن یعقوب » صادر شده، می فرمایند: برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید که فرج شما همان است . امام حسن عسکری علیه السلام نیز دعا برای تعجیل فرج را شرط رهایی از فتنه های دوران غیبت دانسته، می فرماید: به خدا سوگند [او] غیبتی خواهد داشت که در آن تنها کسانی از هلاکت نجات می یابند که خداوند آنها را بر قول به امامتش ثابت قدم داشته و در دعا برای تعجیل فرجش موفق کرده است . دعا برای تعجیل فرج از چنان اهمیتی برخوردار است که امام صادق علیه السلام می فرماید: هر کس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگوید: «خداوندا! بر محمد و خاندان او درود فرست و در فرج ایشان تعجیل کن » نمیرد تا قائم [ علیه السلام] را دریابد . در روایت دیگری نیز آمده است که هر کس چنین کند خداوند شصت حاجت او را برآورده می سازد; سی حاجت از حوائج دنیا و سی حاجت از حوائج آخرت . بنابراین همه شیعیان باید در طول شبانه روز، در اوقات نماز و در همه ایامی که در آنها دعا سفارش شده، دعا برای تعجیل فرج را به عنوان یک تکلیف و وظیفه مهم عصر غیبت فراموش نکنند . بلکه این دعا را بر همه دعاهای خود مقدم کنند تا خداوند به برکت این دعا آنها را آنها را از همه فتنه ها و آشوب های زمان غیبت در امان نگهدارد و همه گرفتاری ها و غم و غصه های آنها را برطرف سازد . پس مراد از تعجیل فرج آن است که مردم از خدا بخواهند تا زمینه‌ها و شرایط ظهور فراهم شود و موانع ظهور برطرف گردد تا ظهور واقع شود. بر این اساس باید بدانیم که تلاش مردم نیز مهم است، یعنی آنان نیز، با انجام وظایف دینی و آماده کردن خود برای ظهور [با توجه به انجام وظایف یک منتظر واقعی]، می‌توانند امر ظهور را سرعت ببخشند. به فرموده امام علی(ع) خداوند کارها را به حسب قضایش انجام میدهد و نه رضایت شما (میزان الحکمه، روایت شماره ۱۶۴۵۶) و مقدمه قضای الهی، قدر الهی است؛ چرا که هر کار بر اساس اندازه و هندسه خاص خود انجام میگیرد. به فرموده امام صادق(ع) چون که خداوند چیزی را اراده کند مقدار میکند آن را و پس از تقدیر قضایش به آن تعلق میگیرید،(همان، روایت شماره ۱۶۴۶۱).قدر و هندسه و اندازه وجودی هر چیز است و قضا به معنای گذراندن و یک سره کردن و به پایان رساندن است.تقدیر الهی موجوددات عالم مشهود را به سوی آن چه در مسیر وجودشان برای آنها تقدیر و قالب گیری کرد، هدایت میکند. خدای بزرگ فرمود:الذی خلق فسوی و الذی قدر فهدی سپس همین تقدیر و هدایت را با امضای قضا، تمام تکمیل میکند.بسیار میشود که خدا چیزی را تقدیر میکند، ولی به دنبال تقدیر قضایش را نمیراند، مانند قدری که بعضی از علل و شرایط خارج آن اقتضا دارد، ولی به خاطر مزاحمت مانعی، آن اقتضا باطل میشود و سببی دیگر و یا اقتضایی دیگر جای سبب قبلی را میگیرد. چه بسا چیزی مقدر بشود و قضای آن نیز رانده شده باشد، مثل این که از جمیع جهت، یعنی هم از جهت وجود علل و شرایط و هم از جهت نبودن مانع، تقدیر شده باشد که در این صورت، آن چیز، محقق میشود. در بعضی از روایات نیز آمده که قدر، ممکن است تخلف کند، اما برای قضا برگشتی نیست، البته تغییر در تقدیر، مربوط به عالم ماده است. با توجه به این مقدمه، قضا، به معنای اجتماع جمیع علل و شرایط و فقدان هر گونه مانعی است که مسلما انجام میگیرد و هیچ گونه برگشتی در آن نیست. چه بسا، همین قضایی که مجموعه شروط متعدد دارد، یکی از آن شروط، دعای بندگان باشد. آمیختگی و هم سویی دعا و قضا، در روایات به خوبی مشهود است. امیر المؤمنین علی(ع) در انتهای نامه سی و یکم نهج البلاغه به فرزندشان امام مجتبی(ع) میفرماید: دین و دنیای تو را به خدا میسپارم و بهترین خواسته الهی را در آینده و هم اکنون در دنیا و آخرت برای تو میخواهم.اجتماع درخواست از خدا و قضا، بسیار زیبا است. در روایت آمده که حضرت امیر(ع) از زیر دیواری که در شرف خراب شدن بود حرکت کردند و به جای دیگر رفتند. از آن جناب سؤال شد آیا قضای الهی (حکم حتمی الهی) فرار میکنید؟ آن امام بزرگوار فرمودند:از قضا الهی به سوی قدر الهی فرار میکنم!(میزان الحکمه، ج۸، ص۱۶۲) به این معنا که در صورت توقف تمام مقدمات لازم برای زیر آوار ماندن مهیا میگردد و قضای الهی تحقق میپذیرد، امکام با حرکت سوی مکانی دیگر مقدمهای از آن مقدمات ناقص میگردد و هندسهای دیگر شکل میگیرد که آن تحقق سلامت و امنیت است. لذا منافات ندارد که حتی دعا، قضای الهی را متبدل سازد، دعایی که از جمله مقدمات و شروط حکم الهی است. در روایت از رسول اکرم(ص) وارد شده که:لایرد القضاء الا الدعاء؛ قضای الهی رارد نمیکند مگر دعا.(منتخب المیزان الحکمه، روایت ۲۱۰۱). یعنی، گاه، مقدرات یک امر فراهم شده است و باید قضا بیاید ولی دعا در تقدیرات اثر میگذارد و باید تعغییر در تقدیرات قضا و نتیجه محقق نمیشود.بنابراین، در عین حال که همه امور به قضای الهی تحقق میپذیرد، منافات ندارد که ما موظف به دعا کردن باشیم، نه صرفا به علت یک امری صوری و ظاهری، بلکه چون دعا، خود، در سلسلهی طولی تحقق اشیا تاثیر جوهری دارد و این تاثیر به اذن و اراده الهی انجام میگیرد. خود حضرت حق، ما را مأمور به دعا کردن کرده است و برای این دعا، تاثیر قائل شده است.نتیجه این که، زمان ظهور حضرت حجت(ع) مثل بقیه امور و اسرار به قضای الهی است در عین حال، ما موظف به دعای در جهت تعجیل فرج آن بزرگوار هستیم و دعی ما، میتواند در مجموعه علل ظهور موثر باشد
وظیفه شیعه نسبت به امام زمان(عج) چیست؟ » جنبش سایبری 313 l ظهور ...
منبع:پرسمان
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۹/۰۱/۲۹
علی فرزانه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی